عشق بدون مرز

دیدارما،چون آب و ماه،چه دور ...چه درهم ....

گوشه ی روسریت را گره زده ای به گردنت؟

یقین دارم دست باد به گیسویت نرسیده...

 که چنین پریشان می وزد....

نوشته شده در یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط محمد صابر اسکندری نظرات () |


Design By : Night Skin