عشق بدون مرز

دیدارما،چون آب و ماه،چه دور ...چه درهم ....

 

     آرزو دارم شبی عاشق شوی .....

      آرزودارم بفهمی درد را ......

     تلخی برخودهای سرد را ....

  می رسد روزی که بی من لحظه ها را سرکنی....

     می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی....

   می رسد روزی که شبها در کنار عکس من....

      نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی .....

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ آذر ۱۳۸۸ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ توسط محمد صابر اسکندری نظرات () |


Design By : Night Skin