عشق بدون مرز
دیدارما،چون آب و ماه،چه دور ...چه درهم ....
گفتم دلم هست به پیش تو گرو دل بازده، آغاز مکن قصه نوٍٍٍ افشاند هزاردل ز هر حلقه زلف گفتا که دلت بجوی و بردار و برو ............................... تیشه و گلنگم را برداشته ام، تو فقط بگو کدام کوه؟ دلواپسی هایم را خلاصه کرده ام... در لورازپام های بی خاصیت، که خواب را شرط کرده اند اما تو را..... نه...... ......................................... دوست دارم برای آغوشت بمیرم... مثل سربازی برای وطن ..... به دریاشکوه بردم ازشب دشت وزاین عمری که تلخ تلخ بگذشت به هر موجی که می گفتم غم خویش سری می زد به سنگ و باز می گشت (فریدون مشیری) تمام بلوزم را می شکافم... تا بادبادکم به شهر تو برسد.... ........................................... زمان نمی گذرد بی تو، روغن کاری می خواهد چرخ دنده های این ساعت قدیمی... گوشه ی روسریت را گره زده ای به گردنت؟ یقین دارم دست باد به گیسویت نرسیده... که چنین پریشان می وزد.... جهان رو به انقراض رفت..... کفشهایت را پوشیده ای.... وقتی تو هستی، خیالم از به زنجیر بودن تمام دردها..... جمع است...... سلام دوستان من برگشتم .از همتون معذرت می خوام بی خبر رفتم،خوب کار دیگه چی کارش می شه کرد .راستی چطورین خوبین منم بد نیستم شکر،از این به بعد سعی می کنم به موقع آپ کنم . از دوستانی که تو این مدت به من لطف داشتن و پیغام برام گذاشتن ممنونم و دورادور دستهای پر مهرشونو می بوسم .راستی برو بچی که وبلاگشونو تغییر دادن برام آدرس جدیدشونو بفرستن تا آپش کنم .مرسی سلام به همگی من بعد از مدتی غیبت بالاخره برگشتم ،ببخشید مسافرت بودم یه خورده طول کشید.خوب چه خبرا؟؟؟راستی بوی بهارو حس می کنین.یک سال دیگه هم از عمر هممون گذشت.امیدوارم سال خوبی رو گذرونده باشیدو سال پر برکتی رو پیش رو داشته باشید . انشاءالله...... مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید.......... سلام دوستان ببخشید که دیر آپ کردم،یه خورده سرم شلوغ بود.معذرت ................ امیدوارم حال همتون خوب باشه . .............................. (هیچ وقت مغرور نشو برگها زمانی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند.) ........................... موهایت را بباف ، بگذار جهان آرام بگیرد... 






| Design By : Night Skin |

